تکرار شیرین
به نام خدا...
پارسال توی همین روزا یه کار با مزه ای میکردی... موقع تعویض پوشک سریع انگشت پاتو میذاشتی توی دهنت...
به سختی این کارو میکردی.... چون که خیییییییلی توپولو بودی عزیزم....
فکر کنم امروز میدونستی که چقدر دلم برای حال و هوای پارسال تنگ شده... از اتاق که اومدم بیرون تا برات لباس بیارم... دیدم به پشت خوابیدی و انگشت پای خوشگلت تو دهنته و داری تی وی میبینی....
چه مرور قشنگی بود...
به خاطر تکرار کارای با نمک مادر کش ممنون...
به خاطر شکلک و اداها موقع عصبانی و خسته بودن مامان ... ممنون... خوب بلدی چطوری حال و هوامو عوض کنی...
کم کم دارم معنی همدم بودن پاره ی تنم و حس میکنم...
عاشششششششششششششقتم... هر روز بیشتر از دیروز

فردا قراره واکسن ١٨ ماهگی بزنیم... قوی باش مرد کوچک
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


تکرار شیرین
